|
||||||||||||
| ||
| هاشمی رفسنجانی و مدیریت بحران |
دکتر صادق زیباکلام |
|
|
| ۱۳۸۸-۰۴-۳۱ ۰۵:۲۱:۵۵ | ||
| اگر آقای زیبا کلام حمایت نمیکردن بهتر بود چون موازعشون در برابر ولایت فقیه و اسلام سیاسی مشخصه ایشون رسما لیبرالیسته واین اتیکت نیست چون کاملا مشخصه | ||
| ۱۳۸۸-۰۵-۰۲ ۰۰:۳۰:۳۱ | ||
| بسیار خوشحالم که اقای هاشمی موضعی ضد مردمی نگرفت.ولی متاسفانه بر خلاف تصور بسیاری ایشان دیگر آن هاشمی قدرتمند قبل نیست.پس ایکاش در دوران قدرت کاری میکردند که امروز شاهد چنین بحرانی نبودیم.انچه امروز شاهد آن هستیم یکشبه اتفاق نیوفتاده بلکه پایه های ان سالها پیش ریخته شده،آیا اقای هاشمی قادر نبود مانع رشد چنین جریان خانمان سوزی شود؟درشرایطی که میدانیم ایشان در همه جا حضور موثری داشتند .در [...] ،در انتصاب اقای احمدی نژاد بعنوان شهردارو.... | ||
| ۱۳۸۸-۰۴-۳۱ ۱۳:۴۵:۰۷ | ||
| من هيچ وقت فكر نمي كردم كه روزي برسد كه اينطور مشتاقانه چشم در دهان هاشمي بدوزم و از ته دل برايش ارزوي سر افرازي در تاريخ ايران و سربلندي نمايم. | ||
| ۱۳۸۸-۰۵-۰۱ ۱۰:۰۸:۳۸ | ||
| تیر تیره منشاء این بحران ها ،این کشمکش های سیاسی این بد اخلاقی های انتخاباتی ! که هاشمی از آن سخن می گوید همه میدانیم که نبود فضای باز سیاسی، نبود آزادی بیان و....می باشد . با توجه به تجربیات گذشتۀ آقای هاشمی در حل مسائل بسیار بحرانی تر از وقایع اخیر و اینکه آقای هاشمی چگونه آن را مدیریت می نماید جای شک نیست که ایشان پیروز از این کارزار بیرون خواهند آمد. بنده حقیر قصد دارم به دلایلی اشاره کنم که شاید مصدق احوالات این روز ها باشد. اینکه چگونه این شرایط بوجود آمد و ادامه دارد ؟ جسارتاً بنده از شما دوستان فقط چندین پرسش دارم ،پرسش های که شاید حافظۀ تاریخی شما را فعال کند: دوستان چرا در زمان انتخابات هفتم و هشتم رقبای آقای خاتمی به نتایج معترض نبودند؟ دوستان مگر رهبر همان رهبر نبود؟ دوستان مگر دبیر شورای نگهبان کس دیگری بود؟ دوستان مگر ساختما وزارت کشور در خیابان فاطمی نبود؟ دوستان مگر مدیر صدا و سیما انتصابی نبود!؟ دوستان گروه لباس شخصی ها نبودند؟ دوستان آیا شخصیت سیاسی کاندیدهای اصولگرایان کمتر از خاتمی بود ؟ چرا آن زمان اصولگرایان اعتراض نکردند؟ ! چرا تقلب نکردند!چرا کار شکنی نکردند؟! کار شکنی ها در انتخابات از کجا آغاز شد؟ متقلبین از چه زمان فعالیت خود را آغاز کردند؟! و هزاران سوال دیگر....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/!!!!!!!!!!!!!!! پرسش هایی که قطعاً پاسخ های متفاوتی در بر دارد و جسارتاً بندۀ حقیر به خودم اجازه دادم و به علت چگونگی این سرکشی ها،نا ملایملات و نامردی های که برخی از اصواگرایان (تند رو!)داشتند بپردازم: در دوازده سال اخیر انتخابات مجلس و ریاست جمهوری دو بار در تیر ماه برگزار شده است. تیر ماه 1379 انتخابات مجلس شورای اسلامی / تیر ماه 1384 انتخابات نهمین دورۀ ریاست جمهوری که هر دو این انتخابات یک پیامد مشترک داشت آن هم رشد و نمو تخمه عنصری که این سرزمین به خود ندیده بود ،داستان از آنجا آغاز شد : ازکاشتن بذر کینه ، حسادت ، طمع، خشم، نفرت: «30 سال پیش پیر مردی بود سالخورده که انقلاب کرد و شد رهبری ضد دیکتاتور، رهبری مردمی، رهبری ملی برای مردمی که تا آن روز رنگ آزادی را آنچنان که آن پیرمرد به آنان وعده داده بود ندیده بودند.این پیرمرد سرزمین ما چند تا مرید داشت که خیلی اون را دوست داشت که این مریدها خیلی به این پیرمرد کمک کردند که اون بتونه انقلاب کنه یدونه از این مریدها سوگلی پیر مرد بود. اسم اون مرید اکبر هاشمی رفسنجانی بود که واقعاً بین مابقی مریدها اکبر بود. پیرمرد قصۀ ما امام (ره) بود ،امام بگفتۀ خود آقای هاشمی بدلیل های متعددی به ایشان علاقۀ خاصی داشتند: با اعتقاد و بدون هوا و هوس به مسایل مبارزه می پرداختم و از جان و مال خودم مایه می گذارم. تهیۀ اطلاعات مهمی که بنده در خصوص جریان کاپیتولاسیون تهیه کردم که البته سخت مورد نیازو علاقه ایشان بود. تهیه و نشر کتاب سرگذشت فلسطین که نقطۀ تحول مهمی در افکارحوزه و نیرو های مذهبی شد. رفتن به نزد امام در نجف اشرف و مراجعت سریع به تهران در شرایط سخت امنیتی وخطرناک برای پیشبرد اهداف و جلب نظر امام ، در صورتی که بعضی از دوستان به قصد زیارت چند روزی در عتبات می ماندند. انتصاب بنده به عنوان مأمور تأمین سوخت داخلی کشور ،با توجه به اینکه اکثر یاران امام در پاریس به دیدار ایشان رفته بودند و ابراز ارادت نموده بودندو بنده غایب بودم ،امام بنده را جزء شورای اولین هیات پنج نفره شورای انقلاب قرار دادند. جلب نظر امام جهت تاسیس حزب جمهوری اسلامی ،که امام به جد با تاسیس حزب مخالف بودند. روابط صمیمی بنده و حاج احمد آقا.که تقریباً اکثر مقامات از آن بی بهره بودند.وتوجه نداشتن بنده به مقام که امام فرموده بودند. و خلوص نیت و اعتقاد راسخ به انجام امور محوله و اعتقاد به امام و انقلاب دلایلی بودکه امام به بنده را به دیگران مورد لطف خود قرار می داد. انتصاباتی که توسط امام نسبت به آقای هاشمی صورت گرفته بود تصدیق این مدعاست. پیرمرد قصۀ ما به رحمت خدا رفت و آقای هاشمی شد نفر اول امور اجرائی کشور 8 سال کشور را با هزار خوبی و بدی اداره کرد 8 سالی که به عنوان سالهای سازندگی معروف شد البته نه سازندگی سیاسی و اجتماعی ؟!! آری مشکل از اینجا شروع آقای هاشمی اشتباه بزرگی کرد و به اصلاح ساختار سیاسی زمان ریاست جمهوری خود نپرداخت! و اولین پیامد آن بوجود آمدن پدیدۀ دوم خرداد شد! یا به تعبیری آن بذر جوانه زد: از سالهای طلایی دوم خرداد(78_1377) ،اصلاحات ،جامعه مدنی و سایر رویاهای شیرین آن سال ها سرمست و مغرور از پیروزی و فضای بعد از دوم خرداد،برخی از دوم خردادی ها ی جوان تر،رادیکال تر ،مغرور تر و در عین حال کم تجربه ترکه فکر می کردند کار تمام شده است ،نه تنها به سروقت برخی از بنیان ها،ارزش ها ومفاهیم نظام وانقلاب رفتند،بلکه در ادامه آن شماری از چهره ها وشخصیت های محوری نظام را نیز هدف گرفتند. زمانی که شماری از رادیکال های دوم خردادی پدیده هاشمی رفسنجانی را کشف کردند. تمام نا کامی های نظام را به حساب هاشمی گذاشتند: ناکام ماندن دولت موقت،اشغال سفارت آمریکا ،ادامه جنگ،قتل های زنجیره ای ،فساد و رانت خواری،خفقان سیاسی و....همگی از سیاست های اقتصادی و اجتماعی آقای هاشمی شکل گرفته بود. بی اعتبار ساختن هاشمی رفسنجانی نه تنها هیچ عایدی وخاصیتی برای دوم خردادی ها نداشت بلکه اتفاقاً سود این کار به جیب محافظه کاران ریخته می شد.هاشمی رفسنجانی بیش از آنکه مانعی برای اصلاح طلبی باشد،دیوار بلندی برای جریانات راست و محافظه کاران بود . که متاسفانه برخی ،نه شرمنده اکثریت اصلاح طلبان! ،تلاش کردند، وی را از آخرین واگن قطار اصلاح طلبی پیاده کنند، واین نوع حرکت دوستان اصلاح طلب بود که باعث ظهور دکتری بنام احمدی نژادشد.که وی هم بموقع قطار را از ریل خارج کرد!!! انتخابات تیر ماه سال 1379( مجلس شورای اسلامی )که ایشان با آن داستان هایی که پیش آمد عطای بودن در مجلس را به لقاء آن بخشید که همان زمینه ای شد که محافظه کاران سکان مجلس را در دست گرفتند. انتخاب تیر ماه سال 1384 (ریاست جمهوری ) مرحلۀاول ،که ایشان با یک سری از نامهربانی های تبلیغاتی که منحصراً جهت تخریب ایشان بوجودآمده بود پا به عرصه گذاشت.البته شایان ذکر است این نامهربانی ها از سوی هر دو جناح بر ایشان تحمیل می شد که شامل موارد فوق بود .ولی سرانجام زمانی زیادی سپری نشد که در مرحلۀ دوم اصلاح طلبان چاره ای نداشتند الا اینکه پشت سر آقای هاشمی جمع شوند،اما این نوش دارو بود بعد از مرگ سهراب. آری این جوانه در سال 1384 تبدیل به یک نهال شده بود نهالی که امروزه آن را مشاهده می کنیدم و قطعاً در 4 سال آینده تبدیل به درختی تنومند خواهد شد.و تنها کسی که میتواند شاخه برگ این درخت را قطع کند کسی نیست جز همان اکبر امام ، اکبری که امام عاشق او بود و همین عشق کار دست او داد. ولی او فرزند کویر است سخت کوش وخستگی ناپذیر او می تواند. بی آییم و اورا یاری کنیم بی آییم احساسی تصمیم نگیریم بی آییم از گذشته ها درس بگیریم که چرا ما هر وقت به مشکلی بر می خوریم به سراغ اکبر امام (ره) می رویم |
||
| e.ay60@yahoo.com | ||
| ۱۳۸۸-۰۴-۲۹ ۱۸:۰۶:۵۷ | ||
| البته که انتقاداتی به عملکرد گذشته ایشان وارد هست ولی بازهم درود بر هاشمی که شجاعانه به میدان آمدند. | ||