آخرين عناوين
پربيننده ترين عناوين
يکشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۱۴
پاسخ به یک ادعای دروغ
من همسر باکری هستم

فاطمه چهل امیرانی*

Share/Save/Bookmark
۲۰ نظر
Etemaad
امثال این آقایان در رفتار و کردار و گفتارشان دچار تناقض هستند. این آقا حتی اسمش نیز با عملش در تضاد است چون ظاهراً ایشان صاحب تاریکی‌ها هستند و نه نور، و اصرار دارند این تاریکی‌ها را با دیگران تقسیم کنند، چون گناه آشکار انجام می‌دهند.
آفتاب: یا ایها الذین امنوا ان جاءکم فاسق بنبافتبینوا ان تصیبوا قوما بجهاله فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین1  [ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر فاسقی برایتان خبری آورد نیک وارسی کنید تا مبادا به نادانی گروهی را آسیب رسانید آنگاه بر آنچه کرده‌اید پشیمان شوید].

به راستی زینب کیست؟، دکتر شریعتی می‌گفت او پیام آور کربلا است و علما و بزرگانی درباره شخصیت این زن کتاب‌ها نوشته‌اند و یقیناً هم هیچ کس نتوانسته است آن طور که باید و شاید حق مطلب را ادا کند. هر کس به اندازه فهم و وسع خویش از زینب (س) دختر علی و فاطمه می‌گوید. من که ادعایی ندارم می‌گویم زینب یک شاهد صادق بود که با صداقت تمام آنچه را دیده بود بیان کرد تا دین جدش را از انحراف نجات دهد.

زندگی حمید، من و بچه‌هایم ذره‌ای کوچک از یک تفکر بزرگ بود که تنها سرمایه اش صداقت، راستی و درستی بود. من یک شاهد هستم و امین همسر شهیدم بودم. بعد از شهادت حمید مخصوصاً بخش فرهنگی نظام از ما همسران شهدا توقع داشتند که باید برای انقلاب زینب‌وار عمل کنیم. من هیچ وقت زینب نبودم اما از باب امانت آنچه می‌دانستم گفتم و تا همین چند وقت پیش دائماً به هر مناسبتی فیلم مصاحبه‌هایم از تلویزیون پخش می‌شد و آقایان بسیج، گفته‌های مرا مرتب به صورت کتاب و سی‌دی در اختیار نسل جوان قرار می‌دادند. 

تا شش ماه قبل من خانم باکری بودم. تا آنکه آن خاطراتی که نباید گفته می‌شد را نیز گفتم و مقبول نیافتاد، و من را نیز به دایره غیرخودی‌ها فرستادند، الهی شکر که خوب زندگی کرده‌ام و جرم دیگری برایم پیدا نکرده‌اند. آنچه آقای ذوالنوری مرا به آن متهم می‌کند یک عمل شرعی است که البته من موفق به انجامش نشده‌ام.

من به شهادت اطرافیانم در همه حال با حمید باکری زندگی می‌کنم و هنوز هم به حرف و سفارش او عمل می‌کنم و فقط از او حساب می‌برم و او را بهترین هدیه خداوند در زندگی خود می‌دانم. عشق حمید و عشق فرزندان او معامله‌ای است که در مقابل همه دنیا و مافیها کرده‌ام و واقعاً تاکنون از این معامله پشیمان نیستم و همین‌ها باعث می‌شود بتوانم این دنیایی را که هیچ وابستگی به آن ندارم، تحمل کنم. نمی‌دانم این آقایان و امثالهم این واژه‌ها را درک می‌کنند؟

من از منظر مردم صادق، خانم باکری هستم و خواهم بود این خانم باکری بودن مثل دیدگاه آقایان برای من هیچ نفع دنیایی ندارد و نخواهد داشت. هرگاه حرفی به درستی و از سر وظیفه می‌زنم زندان دنیا برایم تنگ تر می‌شود. اما این آقایان برای دنیایشان حرف می‌زنند، در حالی که آخرت شان را از دست می‌دهند،

من نه به عنوان همسر شهید باکری بلکه از جانب همسران شهدا چه آنها که ازدواج کرده‌اند و چه آنها که نکرده‌اند، معتقدم به امثال این آقایان باید گفت آیا همسر شهیدی که ازدواج کرده است دیگر وابسته به شهید نیست؟ آیا این توهینی به خانواده شهدا نیست؟ آیا همسران شهدایی که فرزندان آنها را بزرگ کرده‌اند، دیگر اعمال و گفتارشان قابل اعتنا نیست، شهید یک ارزش است و هیچ همسر شهیدی از این ارزش جدا نمی‌شود. 

شاید آقای ذوالنوری با از دست دادن شهدا، نسبتی بین خود و آنها نبیند، اما خانواده‌های شهدا و همسران‌شان حتی آنها که ازدواج کرده‌اند خود را متعلق به شهدا می‌دانند و به تاسی از زینب کبری وظیفه و تکلیف خویش را ادامه رسالت شهدا می‌دانند، چه به مذاق بعضی‌ها خوش بیاید و چه نیاید.

وقتی در جمهوری اسلامی افرادی در لباس روحانیت گاهی به اسم قربانی، گاهی به اسم ذوالنوری به راحتی ضداخلاقی‌ترین و ضد و نقیض‌ترین رفتارها را نشان می‌دهند، نمی دانم چگونه برای فرزندانم توجیه کنم. 

ما که هر وقت خواستیم از اسلام بگوییم، از اخلاق پیامبر که به کمک آن توانست دین را گسترش دهد، گفتیم نه از باتوم و چماق و تکنولوژی هسته‌ای. ما از صداقت پیامبر گفتیم و نه از دروغ و حرف‌های متناقض سیاست‌پیشگان.

امثال این آقایان در رفتار و کردار و گفتارشان دچار تناقض هستند. این آقا حتی اسمش نیز با عملش در تضاد است چون ظاهراً ایشان صاحب تاریکی‌ها هستند و نه نور، و اصرار دارند این تاریکی‌ها را با دیگران تقسیم کنند، چون گناه آشکار انجام می‌دهند. 

ای کاش ایشان به فرموده علی (ع) پیش از حرف زدن کمی تحقیق می‌کردند تا در گرداب دروغگویی اطرافیان شان گرفتار نشوند. من می‌خواستم از ایشان به دادگاه ویژه روحانیت شکایت کنم ولی امید به اجرای عدالت در جو کنونی ندارم. ایشان را نخواهم بخشید و به خدا خواهم سپرد. به قول حمید «بو قیامتین دردینه یی یر» [این به درد قیامت می‌خورد].

بهتر است آقای ذوالنوری و امثال‌شان برای روز قیامت خود از خداوند متعال و رسول گرامی به خاطر کلماتی که بر زبان رانده‌اند طلب بخشش و در رسانه‌ها از همه همسران معظم شهدا عذرخواهی و طلب حلالیت نمایند. گرچه یقین دارم بعضی‌ها به علت دور بودن از رحمت الهی هرگز چنین توفیقی را نخواهند یافت.

جا دارد بخشی از فرمایشات امام به مناسبت روز زن در تاریخ 61.1.25 را جهت اطلاع این آقایان که قرار است خط امام را حفظ کنند، بیان کنم؛ «هم اکنون یک نصیحت مخلصانه و پدرانه به بانوانی که جوانند و همسران شان به لقاء الله پیوسته‌اند، می‌نمایم که از ازدواج، این سنت ارزنده الهی سر باز نزنند و با ازدواج خود یادگارهایی چون خود، مقاوم و ارزنده به جای گذارند و به وسوسه بعضی اشخاص بی توجه به صلاح‌ها و فسادها گوش فرا ندهند». 

ضمناً من از همه دروغگویان فتنه‌گر و منافق بیزارم چرا که بین مردم با دروغ‌هایشان نفاق انداخته‌اند. زیرا شهدایی که با آنان همنشین بوده‌ام از صادقان و صالحان بوده‌اند و من نیز ان شاءالله هم پیمان آنان خواهم بود.

* معلم بازنشسته شهرستانی و همسر شهید حمید باکری
1. آیه شش سوره حجرات
کد مطلب : 91188
نمايش آدرس ايميل
  ۱۳۸۸-۰۵-۱۶ ۲۲:۵۴:۱۷
درود خداوند برتمامي شهداي راه حق و امام ايشان خميني كبير
ما در س مردانگي و شجاعت را از امام و شهدا اموخته ايم، اگر تا حال سكوت كرده و اجازه لجن پراكني به اوباش و مافوقشان را داده ايم نه از سر ناتواني بلكه از سر احترام به امام و سرمايه جا گذاشته اش يعني نظام بوده است. در زمان حضور شهدا و امثال انها اجازه فضولي در مراتب [...] داده نمي شد. امروز به اين اوباشان ميراث خوار شهدا ميگويم سر جايتان بتمرگيد و احترام همسران و يادگاران شهدا را حفظ كنيد و گرنه حسابتان با كرام الكاتبين خواهد بود. خفه شيد و به اندازه كله كوچكتان حرف بزنيد، مقصر ما هستيم كه اجازه داديم هر بي همه چيزي بعد از جنگ فضول هر معركه گردد و گرنه اين اوباشان را چه به جايگاه پاكان ايران زمين در [...].

  ۱۳۸۸-۰۵-۱۳ ۱۱:۵۲:۰۳
تعجبي نيست اگر شهيد باكري هم اكنون زنده مي بود يا غير خودي بود و يا در گوشه زندان براي ملاقات شما و فرزندانش لحظه شماري مي كرد

  ۱۳۸۸-۰۵-۱۰ ۱۴:۵۵:۴۰
خواهر عزیز شما بر روی چشم این ملت جا دارید متاسفانه چند صباحی است که دروغ و نامردی جای خود را به صداقت و مردانگی داده است ولی مطمئن باشید ملت بزرگ ایران با پرچم دارانی چون شهید باکری و شما این بلای عظیم را از سر ایران عزیز پاک خواهند نمود

  ۱۳۸۸-۰۵-۱۱ ۰۱:۳۵:۵۶
امثال شهيدان باكري ، همت،زين الدين و... براي سربلندي ايران واسلام خون پاكشون ريخته شد تا ما در آسايش و آرامش باشيم نگذاريم اين انقلاب به دست نا اهلان بيفتد كساني كه به اسم اسلام وانقلاب عدالت علوي را زير پا گذاشتند

  ۱۳۸۸-۰۵-۱۰ ۰۶:۰۷:۵۵
من یک روز در خدمت رزمندگان عزیز بودم و هم اکنون در کانادا زندگی می کنم
همه چند سالی است ساکتم
وقتی می بینم چطور به عزیزان آن سرزمین و شهدای والای آن دیار و به بازماندگان آنان بی ادبی و توهین میشود تمام وجودم به لرزه می افت ..خداوند چقدر صبور است
همسر برادر عزیز شهید باکری من فقط اشک هایم را تقدیم شما می کنم

  ۱۳۸۸-۰۵-۰۸ ۰۹:۴۹:۴۱
ما هر چي داريم از شهدا داريم .
كساني كه جونشونو گذاشتند كف دستشون و از خاك و ناموسشون دفاع كردند ،
تا بعضي ها الان راحت تر مفت خوري كنند .
شهيد باكري و امثال ايشون هميشه زنده اند و در قلب ما جاي دارند .

  ۱۳۸۸-۰۵-۰۷ ۱۳:۰۶:۳۹
mohaye tanam sikh shod vaghti khoondam ............man kheili ahle mazhab nistam vali shahid bakerio mishnasam.......shahida ba in adamye alan zamin ta asemoon fargh mikonan.........omisvaram khodeshooon befahman va az raheshoon bargadan

  ۱۳۸۸-۰۵-۰۷ ۰۷:۱۷:۴۸
هستی کا باش. آیا راه شهید را ادامه می دهی یا به فکر پول از بنیاد شهید هستی؟

  ۱۳۸۸-۰۵-۰۷ ۱۵:۴۵:۰۷
خانم باکری من یک جانباز قطع نخاع هستم
در طول این چند سال که مسأله خودی و غیر خودی مطرح شده بسیاری از کسانی که از آنها انتظار نداشتیم خواستند برای این که خود را خودی نشان دهند همه اصول اخلاقی و انسانی را زیر پا گذاشتند و چه خونها که به دل رزمندگان دیروز کردند . من افتخار میکنم که سرباز فرماندهانی چون شهید باکری بوده ام که اصول اخلاقی را حتی در برابر دشمنی که تا آخرین گلوله مقاومت کرده بود هم فراموش نمیکردند ای کاش رسانه ای بود که بطور آزاد می توانستم مرام و مسلک و اخلاق امثال شهید باکری را برشماریم هر چند که به عبای صاحبان زور و رسانه هم بر میخورد
خواهرم از این جاهلان بی شرم دلتنگ مباش که این تهمتها و دروغها سرچشمه انحرافاتی است که باید به پیروزی حق در کوتاه مدت امیدوار باشیم

  ۱۳۸۸-۰۵-۰۷ ۰۱:۴۶:۰۱
خانم باکری
درود و افتخار بر همه شهیدان دریادل
درود و افتخار بر شما و همه شیرزنان آزاده

آقای تاریکی !!!
یا للعجب
از کی تا حالا هر بی رگ و ریشه ای اجازه یاوه سرایی پیدا کرده
تا حالا کجا بودی اخوی
زهی بی شرمی

  ۱۳۸۸-۰۵-۰۶ ۱۹:۱۳:۵۵
من فقط میدونم شما همسر ومادری هستین که دیگه مثلش پیدا نمی شه اینا کین که شما خودتونو بخاطرشون اینطوری ناراحت میکنین ما خدا رو داریم به قول شهید والا مقام و عزیزمون حمید باکری«بو قیامتین دردینه یی یر»
مادر عزیز فاطمه چهل امیرانی قصه نخور تورو خدا من می دونم حتماً پدر شهیدمون به شما افتخار میکنه.دردت بخوره تو سره هر چی آدم کوته فکره.

  ۱۳۸۸-۰۵-۰۶ ۱۷:۵۴:۲۸
ازایشان به عنوان یک همکار دردبیرستان شاهد صابرین که مدت کوتاهی افتخار همکاریشان راداشته ام سخن می گویم:خانم امیرانی یادم نمیرود ان روز را که دردفتر مدرسه درمورد حمید عزیزباهمه وجود حرف می زدی واز اینکه هنوز هم به شکل صمیمانه وخودمانی گله می کرد ی که چرا تنها رفته وتوراتنها گذاشته است.وباز بلافاصله دلگیری ات به طعم خوش یاد او می امیختی. راستی خانم امیرانی یادتان هست ان روز درمورد ماشین سبز رنگ همسرشهیدتان صحبت شد واینکه گفتید:هنوز هم همراهی هرروزه حمید راباخودت داری وهنوز هم باور داری که اوتورابه مدرسه می رساند.وبه خوبی یاد دارم که به خاطر ارادت به ان شهید دربیشتر مسابقات مدرسه بچه ها ومعلمین وحتی مدیر پرسابقه مدرسه به ان شهیدنذر می کردند وجالب اینکه دست خالی هم برنمی گشتند.واطمینان دارم همه همکاران ودانش اموزان غیر از تدریس ریاضی که محبوبترین بین بچه ها بودی ،بیشتریت کلمه ای که می شد ازشما بشنوندیاد ونام حمید بود وبس.انهم باهمان شور وشوق روزهای اول ازدواجتان.پس دنیا طلبان وعافیت طلبان رابه خدا واگذار کنیدکه اوپاسخ همه ظلمها ی این روزها رابهتر خواهد دادوبه فرمان امام شهداشما هنوز هم چشم وچراغ مردم هستید.معصومه دهمرده-خواهر شهیدوهمکارشما

  ۱۳۸۸-۰۵-۰۴ ۰۶:۰۹:۴۳
خواهر عزیزم و بزرگوارم
در این دنیای فانی بعضی انسانهای ضعیف در لباس فاخر وقتی نمی توانند به خواسته های خود برسند اقدام به جوسازی و آلوده کردن افکار مردم می کنند . همین بس که همسر شهیدی بعد از سالها هنوز به یاد عزیز خود هست و با اینکه ازدواج کرده ذره ای از عشق و علاقه به آن شهید بزرگوار کم نشده جایی بسی خوشحالی و سرور دارد . من عاجزانه از شما می خواهم سلاح صبر و تقوا پیشه کنید تا مبادا انسانهای مریض از این احساس الهی و زیبای سرکار عالی برای مقاصد سوء خود استفاده کنند . شما از نظر ما همسر شهید باکری بودید هستید و خواهید بود . من الله التوفیق .
مهدی - شهر ووهان - کشور چین
sina88545@yahoo.com

  ۱۳۸۸-۰۵-۰۴ ۱۴:۱۹:۵۹
لعنت خدا و بندگان خدا بر آن دنيا طلبان دين فروش كه براي پافشردن بر مشي دروغ و ضد خدايي خود از وارد كردن دروغ و تهمت حتي به خانواده معظم شهدا نيز رويگردان نيستند. البته تعجبي نيست. اين آقا نماينده [...]. يكي تهمت مي زند و هتك حيثيت مي كند و ديگري فرمان كشتار و بگير و ببند و اخختناق صادر مي كند. اليس بصبح قريب.

  ۱۳۸۸-۰۵-۰۵ ۰۳:۰۴:۱۴
صحبت هاي آقاي تاريكي شرم آور بود ، فلك زده اي بود كه به هر دست آويزي چنگ مي زد .

۱۲
من همسر باکری هستم