پنجشنبه ۲۴ شهريور ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۴۴
| فلاکت مردم در محله های فقیر نشین!!! |
| |
آفتاب: من مادرم و چون مادرم منظره کودکان چرک و زنده پوش سر چهارراهها هرگز برایم عادی نمی شود. چون مادرم دیدن شکفتن هر کودکی شادم می کند و دیدن مظلومیت هر کودکی حالم را دگرگون می کند. یک داروخانه در یکی از شهرک های اطراف تهران, نزدیک بهشت زهرا, پدر بچه 3-4 ساله اش را آورده بود که برایش پمادی چیزی بگیرد. آخر حشره ای, جانوری , بالای چشم بچه را نیش زده بود و حالا آنقدر ورم کرده بود که چشمش به زحمت باز می شد.
دکتر داروخانه گفت: اینو حتما باید ببرید دکتر.
ولی پدر بچه می گفت: اوووووووووه! 1500 تومن پول ویزیت بدم بخاطر این ؟ بابا یه پماد بده ما بریم!
عاقبت راضی شدند بچه را ببرند دکتر. وقتی برگشتند یک نسخه دستشان بود با انواع آنتی بیوتیک و دارو. چشم بچه عفونت کرده بود و عفونت وارد خونش شده بود.
5000 تومن پول دارو؟؟ می دونستم اینا راهیه برای اینکه پول از آدم بگیرین و گرنه با یه پماد مشکلش حل می شد. چیزی نشده که !!!
و از دکتر داروخانه اصرار که حتما آنتی بیوتیک را تا آخر مصرف کنید, یک وقت سهل انگاری نکنید.
نه! سفره رنگین نخواستیم. پول نفت را هم نخواستیم! نگرانی های روزمره زندگی ما روکم کنید.
بجای پول نفت باید آنقدر مرکز بهداشت به خصوص در جاهای محروم تر داشته باشیم که برای بردن بچه هامان از تنبلی امروز و فردا نکنیم, که دیگه برای بچه های ما پول دارو نگیرند, تا بچه ها همچنان وصله تن پدر و مادر بمونند, نه قوز بالا قوز زندگی دشواری که داریم!
کد مطلب : 13395